محمد تقي جعفري
58
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ناميده مىشود ، مىفهمد و مىپذيرد ، زيرا كدامين مغز مقتدر و سالم قبول مىكند كه احساس بسيار شريف تعهد برين محصول يك مشت عناصر طبيعى تفاعل يافته ، مىباشد آيا هيچ عاقلى آگاه تصديق مىكند كه انجام تكليف فوق معامله گريها غير از برخوردارى از شعاع عنايت الهى ، عاملى ديگر مىتواند داشته باشد حركت و تكاپو در جاذبهء كمال ، اطاعت خداوندى ناميده مىشود . حركت و دگرگونىها در جوار رحمت خداوندى منتفى مىگردد زيرا هر حركت رو به مقصدى در جريان است ، چه مقصدى بالاتر و نهائىتر از جوار رحمت الهى . دگرگونىها موجب بروز ابعاد و استعدادهاى نهانى اشياء كه يا مستقيما در مسير تكامل است كه نهايت كمال جوار رحمت خداونديست و يا عرصه را براى حركات تكاملى اشياء آماده مىسازد ، فرض اينست كه بساط هر گونه جريان برچيده شده است . ديگر خبرى از آن ناگواريها و مشقتها كه در دار دنيا گريبانگير انسانهاى مطيع بود و آن بيماريها كه آنان را در درد و شكنجه غوطه ور مىساخت نمانده است . مخاطرات و تغيير مكان براى جلب سود يا نفع ضرر نيز وجود ندارد ، زيرا در آن جايگاه ابديت نياز به هيچ شكل وجود نخواهد داشت . خداوندا ، ما را از نعمت با عظمت اطاعتت برخوردار بفرما ، براى اعطاى افتخار جوار رحمت و رضوانت بر ما بندگان ، محروم از قابليت ، با فضل الهى و احسان ربوبيت محبت فرما و - منگر اندر ما مكن در ما نظر اندر اكرام و سخاى خود نگر ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مىشنود اى مبدل كرده خاكى را به زر خاك ديگر را نموده بو البشر كار تو تبديل اعيان و عطا كار ما سهو است و نسيان و خطا سهو و نسيان را مبدل كن به علم من همه خلمم مراده صبر و حلم اى كه خاك شوره را توانان كنى وى كه نان مرده را تو جان كنى اى كه خاك تيره را تو جان دهى عقل و حس و روزى و ايمان دهى